چرا قیمت مس به رکورد تاریخی رسید؟ آیا سطح ۸ دلار به ازای هر پوند یک هشدار مهم است؟
قیمت مس با سرعتی در حال افزایش است که بازارهای جهانی را وادار کرده درباره آینده کالاهای صنعتی بازنگری اساسی انجام دهند. بازاری که در گذشته عمدتاً تحت تأثیر تقاضای ساختوساز و چرخههای تولید صنعتی حرکت میکرد، اکنون در حال بازتعریف شدن توسط عواملی همچون هوش مصنوعی، تنشهای ژئوپلیتیکی، روند الکتریکیسازی (Electrification) و کمبودهای ساختاری عمیق در عرضه است.
در همین هفته، قیمت مس در بورس فلزات لندن (LME) از سطح ۱۴ هزار دلار به ازای هر تن عبور کرد و قراردادهای آتی مس در بورس COMEX نیز از ۶.۵۰ دلار به ازای هر پوند فراتر رفت. این روند، یکی از قدرتمندترین رالیهای قیمتی در بازار کالاهای اساسی طی سالهای اخیر را رقم زده و توجه گسترده فعالان بازارهای جهانی را به خود جلب کرده است.
سرعت این حرکت قیمتی توجه سرمایهگذاران را بهشدت جلب کرده است. از زمان تشدید تنشها حول ایران و تنگه هرمز، قیمت مس تاکنون حدود ۸ درصد افزایش یافته و رشد آن از ابتدای سال نیز به نزدیکی ۱۵ درصد رسیده است.
با این حال، معاملهگران بهطور فزایندهای معتقدند این رالی صرفاً یک جهش کوتاهمدت در بازار کالاها نیست. در عوض، بازارها بهتدریج در حال قیمتگذاری جهانی هستند که در آن مس به یکی از حیاتیترین و استراتژیکترین مواد عصر هوش مصنوعی تبدیل میشود.
صندوق شاخص مس ایالات متحده (United States Copper Index Fund – CPER) روز سهشنبه به سقف تاریخی جدید 40.46 دلار رسید؛ رقمی که نشاندهنده رشد 15.7 درصدی از ابتدای سال و نزدیک به 10 درصد افزایش تنها در یک ماه اخیر است.
قراردادهای آتی مس اکنون حدود ۷۵ درصد نسبت به اکتبر ۲۰۲۳ افزایش یافتهاند؛ جهشی که نهتنها درباره یک فلز خاص، بلکه درباره برخورد یک عصر فناورانه جدید با دههها کمسرمایهگذاری در زیرساختهای معدنی جهان روایت میکند. آنچه امروز قیمت مس را افزایش میدهد، یک رویداد یا خبر واحد نیست؛ بلکه همگرایی مجموعهای از عوامل ساختاری است که درک آنها، نگاه ما به اقتصاد جهانی را بهطور اساسی تغییر میدهد.
چرا قراردادهای آتی مس در سال ۲۰۲۶ به رکوردهای تاریخی رسیدهاند؟
رالی قیمتی مس در سال ۲۰۲۶ ریشه در بحرانی دارد که بسیاری از سرمایهگذاران در ابتدا آن را از زاویهای کاملاً متفاوت دنبال میکردند. با آغاز درگیریهای مرتبط با ایران، تنگه هرمز — یکی از حیاتیترین گلوگاههای حملونقل دریایی جهان — عملاً برای انتقال دریایی اسید سولفوریک دچار اختلال شد. این نکته شاید در نگاه اول جزئی به نظر برسد، اما دقیقاً در قلب افزایش قیمتهای تاریخی مس قرار دارد.
اسید سولفوریک یک ماده کمکی و حیاتی در فرآیند ذوب و تولید مس است و در روش «لیچینگ تودهای (Heap Leaching)» برای استخراج مس از سنگ معدن استفاده میشود. نزدیک به نیمی از عرضه جهانی دریایی اسید سولفوریک از خاورمیانه تأمین میشود؛ منطقهای که گوگرد (بهعنوان محصول جانبی پالایش نفت) در کشورهایی مانند ایران، عربستان سعودی و امارات متحده عربی به میزان قابل توجهی تولید میگردد.
با طولانی شدن اختلال در مسیرهای حملونقل تنگه هرمز بیش از حد انتظار بازار، زنجیره جهانی تأمین اسید سولفوریک دچار شکست ساختاری شد. ماهیت بسیار خورنده این ماده نیز باعث میشود جایگزینهای زمینی در مقیاس صنعتی عملاً امکانپذیر نباشند؛ در نتیجه، شکاف میان عرضه و تقاضا بهسرعت افزایش یافت.
در همین راستا، قیمت گوگرد از مرز ۱,۲۰۰ دلار به ازای هر تن متریک عبور کرد؛ رکوردی که در گزارشهای فصلی شرکت Mosaic نیز تأیید شده است.
در سوی دیگر، چین نیز در مواجهه با فشارهای داخلی عرضه، از ماه می محدودیتهایی بر صادرات اسید سولفوریک اعمال کرد که این موضوع به تشدید کمبود جهانی دامن زد.
تولیدکنندگان مس در شیلی نیز که پیشتر با کاهش حدود ۶ درصدی تولید در سهماهه نخست ۲۰۲۶ نسبت به سال قبل مواجه شده بودند، اکنون اثر کامل این کمبود را پیش از آنکه بهطور کامل در قیمتها منعکس شود، احساس کردند.
در نتیجه، بازار آتی مس با واکنشی سریع و شدید روبهرو شد. به گفته «ادوارد میر» تحلیلگر شرکت Marex، طولانیتر شدن محدودیتهای تردد در تنگه هرمز فراتر از مدلسازیهای اولیه بازار بوده و همین موضوع معاملهگران را وادار کرده است تا هم ریسکهای کوتاهمدت عرضه و هم ظرفیتهای بلندمدت تولید را مجدداً قیمتگذاری کنند.
در چنین شرایطی، مس دیگر تنها یک کالای صنعتی نیست؛ بلکه به نقطه تلاقی ژئوپلیتیک، زنجیره تأمین جهانی و گذار فناورانه اقتصاد مدرن تبدیل شده است.
رونق زیرساختهای هوش مصنوعی چگونه تقاضای مس را برای همیشه بازتعریف میکند؟
در اینجا داستان بازار آتی مس فراتر از یک شوک ناشی از اختلالات عرضه قرار میگیرد. سمت تقاضای این معادله طی دو سال گذشته بهطور آرام اما عمیق در حال تغییر بوده و امروز، هوش مصنوعی موتور اصلی این تحول محسوب میشود.
مس با خلوص بالا بهنوعی «بافت اتصالدهنده» زیرساختهای محاسباتی هوش مصنوعی است. این فلز در واحدهای تأمین برق و سیستمهای انتقال سیگنال داخل سرورهای AI بهکار میرود. همچنین در کابلهای ارتباطی پرسرعت که دهها هزار پردازنده را در مراکز داده عظیم (Hyperscale Data Centers) به هم متصل میکنند، نقش اساسی دارد. علاوه بر این، در سیستمهای خنککننده مایع نیز استفاده میشود؛ سیستمهایی که برای جلوگیری از داغ شدن بیش از حد پردازندهها در هنگام آموزش مدلهای زبانی بزرگ ضروری هستند.
در حال حاضر هیچ ماده جایگزینی وجود ندارد که بتواند ترکیب منحصربهفرد مس از نظر رسانایی الکتریکی، عملکرد حرارتی و قابلیت تولید در مقیاس صنعتی را بهطور همزمان ارائه دهد. تنها یک مرکز داده بزرگ میتواند هزاران تن مس مصرف کند و پیشرفتهترین مراکز ابررایانشی در جهان حتی به بیش از ۱۰ هزار تن مس برای زیرساخت خود نیاز دارند.
با رقابت شدید شرکتهای فناوری جهانی برای توسعه زیرساختهای نسل جدید هوش مصنوعی، سرعت ساخت مراکز داده بهطور چشمگیری افزایش یافته است. شرکتهای مایکروسافت، گوگل، آمازون و متا مجموعاً صدها میلیارد دلار سرمایهگذاری برای توسعه زیرساختهای AI اعلام کردهاند.
هر یک از این پروژهها، تقاضای مس را برای سالها بهصورت تضمینشده قفل میکند. تحلیلگران بانک ING نیز اشاره کردهاند که همبستگی قیمت مس با سهام شرکتهای فناوری آمریکا بهطور قابل توجهی افزایش یافته است؛ موضوعی که نشان میدهد بازار بهتدریج در حال درک این واقعیت است که مس در حال تبدیل شدن به یک «کالای عصر هوش مصنوعی» است.
در نتیجه، قراردادهای آتی مس دیگر صرفاً به تحولات ژئوپلیتیکی واکنش نشان نمیدهند؛ بلکه در حال قیمتگذاری یک رژیم ساختاری جدید در سمت تقاضا هستند رژیمی که بازار مس تاکنون هرگز با آن مواجه نشده بود.
تأخیر معدن گراسبرگ و دیوار عرضهای که مس بهسختی از آن عبور میکند
حتی بدون بحران اسید سولفوریک، بازار آتی مس در سال ۲۰۲۶ با یک چالش جدی در سمت عرضه مواجه بوده است. معدن مس گراسبرگ در اندونزی (دومین معدن بزرگ مس جهان از نظر تولید) پس از رانش زمین در ماه سپتامبر، همچنان با ظرفیت کامل فعالیت نمیکند.
شرکت زیرمجموعه Freeport-McMoRan اعلام کرده است که بازگشت کامل به مدار تولید به ابتدای سال ۲۰۲۸ موکول شده، زیرا نیاز به زیرساختهای اضافی و اصلاحات فنی وجود دارد. این شرکت همچنین اهداف تولیدی خود را بازبینی کرده و اعلام کرده است که ظرفیت تولید در نیمه دوم سال ۲۰۲۶ تنها به حدود ۶۵ درصد خواهد رسید و تا اواسط ۲۰۲۷ به حدود ۸۰ درصد افزایش مییابد. اگرچه Freeport-McMoRan بعداً راهنمای رسمی خود را برای بازگشت کامل به اواخر ۲۰۲۷ حفظ کرد، اما بازار این خبر را بهعنوان تأییدی بر یک واقعیت مهم تفسیر کرد: عرضه جدید مس با سرعت کمتر، دشوارتر و پرهزینهتر از گذشته وارد چرخه تولید میشود.
«جیکوب وایت» از شرکت Sprott Asset Management بهصراحت این محدودیت ساختاری را توضیح داده است: صنعت مس پیش از بحران فعلی نیز با کاهش عیار ذخایر معدنی مواجه بوده است. کاهش میزان مس در هر تن سنگ معدن به این معناست که برای تولید همان مقدار فلز، باید حجم بیشتری از سنگ استخراج شود، انرژی بیشتری مصرف گردد و سرمایه بیشتری به کار گرفته شود.
در کنار این مسئله، چرخههای طولانی توسعه معادن جدید، فرآیندهای پیچیده صدور مجوز و تمرکز جغرافیایی ذخایر شناختهشده مس، باعث شدهاند سمت عرضه بازار برای سالها — نه ماهها — تحت فشار باقی بماند.
در همین راستا، «اُرست واوکووداک» تحلیلگر بخش معدن در بانک Scotiabank، چشمانداز بازار مس را بهطور قابلتوجهی بازبینی کرده و اکنون کسری عرضه جهانی را تا سال ۲۰۲۷ حدود ۳۵۰ هزار تن پیشبینی میکند؛ تغییری چشمگیر نسبت به پیشبینی تقریباً متعادل تنها دو ماه قبل.
او این وضعیت را یک «طوفان کامل» برای قیمت مس توصیف کرده و تأکید کرده است که قدرت فعلی تقاضای جهانی برای مس بیسابقه بوده و پایهای محکم برای یک دوره پایدار از قیمتهای بالاتر فراهم کرده است.
بازار آپشنها و «پول هوشمند» درباره قیمت مس چه میگوید؟
وقتی سرمایهگذاریهای حرفهای در بازار مشتقات (Derivatives) تغییر موقعیت میدهند، معمولاً نشاندهنده این است که اطلاعات یا دیدگاهی فراتر از جریان عمومی بازار دارند. «بارت مِلیک»، رئیس استراتژی جهانی کالا در TD Securities، افزایش قابلتوجهی در فعالیت بازار آپشنها گزارش کرده است؛ جایی که حجم قابلتوجهی از سرمایه به ابزارهایی وارد شده که از ادامه رشد قیمت مس سود میبرند. این رفتار نشان میدهد سرمایهگذاران صرفاً به شوک عرضه کوتاهمدت واکنش نشان نمیدهند، بلکه در حال موقعیتگیری برای یک روند ساختاری چندساله هستند.
در همین راستا، صندوق ETF مس CPER که قراردادهای آتی مس COMEX را دنبال میکند، به یکی از ابزارهای اصلی سرمایهگذاران برای دسترسی غیرمستقیم به بازار مس تبدیل شده است. این صندوق با دارایی تحت مدیریت حدود ۷۳۵.۹ میلیون دلار و میانگین حجم معاملات روزانه ۷۲۷ هزار سهم، اخیراً به سقفهای تاریخی جدیدی رسیده که نشاندهنده همزمانی اعتماد نهادی و افزایش توجه سرمایهگذاران خرد به داستان مس است.
در کنار این جریان مالی، «رابرت فریدلند» میلیاردر و سرمایهگذار برجسته نیز بهطور علنی درباره اثرات زنجیرهای اختلال تنگه هرمز بر صنایع حیاتی هشدار داده و این دیدگاه را تقویت کرده است که افزایش قیمت مس صرفاً یک حباب سفتهبازانه نیست، بلکه بازتابی از عدمتعادل واقعی و پایدار در عرضه و تقاضاست.
از سوی دیگر، دادههای تجاری چین نیز تصویر تقاضا را تقویت کردهاند. صادرات این کشور در ماه آوریل حدود ۱۴ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافته که بخشی از آن ناشی از رشد صادرات فناوریهای پاک و تجهیزات صنعتی با مصرف بالای مس بوده است. همچنین بازگشت فعالیتهای تولیدی چین (با رسیدن شاخص PMI به بالاترین سطح پنجساله) موجب افزایش تقاضای فیزیکی مس شده است، حتی در شرایطی که اقتصاد جهانی با نرخهای بهره بالا و نوسانات بازار سهام مواجه است.
در همین زمان، بازارهای مالی تصویر متفاوتی را نشان میدهند: شاخص S&P 500 حدود 0.43٪ کاهش یافته، Dow Jones 0.55٪ افت کرده و NASDAQ نیز 0.66٪ پایین آمده است؛ در حالی که قیمت مس در حال افزایش بوده است. این واگرایی، سیگنالی مهم از جدا شدن مسیر کالای صنعتی کلیدی از بازار سهام است.
«اوا مانتِی» استراتژیست کالایی ING نیز تأکید کرده است که در خارج از ایالات متحده، موجودی انبارهای مس در سطح پایینی قرار دارد؛ موضوعی که باعث شده قیمت مس نسبت به هر شوک تقاضای جدید، بهشدت حساس شود. در چنین شرایطی، حتی تغییرات کوچک در سفارشهای صنعتی، قراردادهای مراکز داده یا تأخیر در راهاندازی معادن میتواند بلافاصله بر قیمت اثر بگذارد.
آنچه امروز در بازار آتی مس در حال رخ دادن است، در واقع همگام شدن «اقتصاد فیزیکی» با وعدههایی است که شرکتهای فناوری به سهامداران و کاربران خود دادهاند. انقلاب هوش مصنوعی به برق نیاز دارد و برق بدون مس قابل انتقال نیست.
مراکز دادهای که امروز ساخته میشوند، در تمام طول عمر عملیاتی خود به مس نیاز خواهند داشت در سیمکشی، در سیستمهای خنککننده و در توسعههای مداوم. در مقابل، معادنی که باید این مس را تأمین کنند، با محدودیتهای زمینشناسی، موانع سیاسی و اکنون بحران تأمین مواد شیمیایی مواجه هستند؛ بحرانی که راهحل سریع و سادهای ندارد.
در چنین شرایطی، سناریوی «قیمتهای بالا برای مدت طولانی» دیگر یک شعار نیست؛ بلکه یک معادله ساده عرضه و تقاضاست و در حال حاضر، این معادله به نفع مس توازن ندارد.
نتیجه گیری و کلام آخر
در جمعبندی این مجموعه تحلیلها، بازار جهانی مس در نقطهای قرار گرفته که دیگر نمیتوان آن را صرفاً با منطق کلاسیک «عرضه و تقاضای صنعتی» توضیح داد. از یکسو، کمبودهای ساختاری در سمت عرضه (از افت عیار معادن و تأخیر پروژههای بزرگ گرفته تا بحران تأمین مواد حیاتی مانند اسید سولفوریک) توان تولید جدید را محدود کرده است؛ و از سوی دیگر، موج عظیم تقاضای ناشی از توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی، مراکز داده و الکتریکیسازی اقتصاد، یک لایه کاملاً جدید از مصرف پایدار و بلندمدت ایجاد کرده است. نتیجه این همزمانی، بازاری است که حتی در شرایط موجودی بالای انبارها، همچنان با انتظارات صعودی قیمت حرکت میکند.
در واقع، مس امروز به یک دارایی استراتژیک چندبعدی تبدیل شده که قیمت آن تنها بازتاب اقتصاد فیزیکی نیست، بلکه حاصل ترکیب ژئوپلیتیک، فناوری و جریان سرمایهگذاری جهانی است. همین موضوع باعث شده نقش سرمایهگذاران و بازارهای مشتقه در تعیین قیمتها پررنگتر از گذشته شود و مس از یک کالای صنعتی چرخهای، به یکی از نمادهای اقتصاد عصر هوش مصنوعی تبدیل گردد؛ اقتصادی که در آن محدودیت منابع فیزیکی میتواند مستقیماً سرعت رشد فناوری را تعیین کند.

ثبت ديدگاه