دسته‌بندی: مس ,لوله مسی, محصولات مسی

زمان مطالعه: حدود ۱۰ دقیقه

آخرین به‌روزرسانی: ۱ نوامبر ۲۰۲۶

مقدمه

بخش بزرگی از موجودی قابل مشاهده به آمریکا منتقل شد. هم‌زمان، پریمیوم واردات چین به سطوح کم‌سابقه رسید. این دو اتفاق، ساختار تجارت جهانی مس را تحت تأثیر قرار دادند.

اکنون مسئله فقط میزان تولید و مصرف مس و محصولات مسی نیست. محل نگهداری فلز، قابلیت تحویل و اختلاف قیمت مناطق نیز اهمیت دارند. این مقاله، همین تغییر ساختاری را بررسی می‌کند.

بازار مس؛ یک فلز و چند بازار منطقه‌ای

یکی از تحولات مهم سال ۲۰۲۶، افزایش واگرایی میان بازارهای منطقه‌ای مس است. قیمت مرجع همچنان اهمیت دارد. اما دیگر به‌تنهایی وضعیت بازار فیزیکی را نشان نمی‌دهد.

گزارش رویترز در ۲۶ اکتبر، موجودی بورس‌های جهانی را بیش از ۱.۲ میلیون تن اعلام کرد. این سطح تقریباً دو برابر مدت مشابه سال قبل بود. بخش عمده موجودی در آمریکا متمرکز شده بود. [۱]

در همان گزارش، موجودی بورس شانگهای حدود ۵۴٬۴۰۰ تن اعلام شد. پریمیوم یانگشان نیز به ۱۶۸ دلار در هر تن رسیده بود. [۱]

این اختلاف، یک مسئله مهم ایجاد می‌کند. فلز در سطح جهانی وجود دارد. اما دسترسی اقتصادی به آن در همه مناطق یکسان نیست.

در نتیجه، باید میان سه مفهوم تفاوت قائل شد:

  • موجودی ثبت‌شده در انبارهای بورسی
  • فلز قابل تحویل در بازار فیزیکی
  • فلز قابل تأمین با قیمت اقتصادی برای خریدار

این سه شاخص الزاماً هم‌جهت حرکت نمی‌کنند. همین تفاوت، مبنای تحلیل جدید بازار مس است.

تحلیل جغرافیایی موجودی انبارها

برای تحلیل موجودی، عدد کل کافی نیست. محل نگهداری و وضعیت حقوقی فلز نیز اهمیت دارند.

تمرکز موجودی انبارهای مس در آمریکا

انتظارات تعرفه‌ای آمریکا، جریان محموله‌های مس را تغییر داد. معامله‌گران برای استفاده از فرصت احتمالی تعرفه، فلز بیشتری به این کشور منتقل کردند.

گزارش عملکرد سه‌ماهه سوم ۲۰۲۶ شرکت معدنی منتشرشده در SEC، این تغییر را نشان می‌دهد. موجودی COMEX در پایان فصل به ۷۷۵ هزار تن رسید. موجودی LME حدود ۲۴۹ هزار تن بود. موجودی SHFE نیز ۳۸ هزار تن ثبت شد. [۲]

این ارقام مربوط به پایان سپتامبر هستند. بنابراین با آمار روزانه اواخر اکتبر تفاوت دارند. بااین‌حال، تمرکز موجودی در آمریکا را به‌خوبی نشان می‌دهند.

موجودی بورسی با عرضه آزاد تفاوت دارد

ثبت فلز در انبار بورسی، به معنای عرضه فوری آن نیست. مالکیت و وضعیت حواله انبار اهمیت دارند.

فلز دارای حواله فعال، امکان تحویل بورسی دارد. اما خروج آن از انبار می‌تواند تصمیم مالک را تغییر دهد. هزینه خروج و انتقال نیز باید محاسبه شوند.

در نتیجه، موجودی قابل مشاهده با موجودی آماده عرضه یکسان نیست. این تمایز در تحلیل کمبود فیزیکی اهمیت زیادی دارد.

چرا تمرکز موجودی انبارهای مس اهمیت دارد؟

انتقال فلز میان مناطق، زمان و هزینه می‌خواهد. هزینه حمل، بیمه و تأمین مالی در این محاسبه مؤثر هستند.

حتی اگر موجودی آمریکا بالا باشد، خریدار آسیایی فوراً به آن دسترسی ندارد. قراردادهای حمل و تعهدات فروش نیز محدودیت ایجاد می‌کنند.

بنابراین، تمرکز جغرافیایی می‌تواند پریمیوم منطقه‌ای را افزایش دهد. این اثر حتی در شرایط مازاد جهانی نیز ممکن است ادامه یابد.

پریمیوم یانگشان؛ سیگنال مهم بازار چین

پریمیوم یانگشان یکی از شاخص‌های مهم تجارت فیزیکی مس است. این شاخص، مبلغ اضافه پرداختی برای واردات مس به چین را نشان می‌دهد.

روند اکتبر این شاخص قابل توجه بود. پریمیوم در ۲۶ اکتبر به ۱۶۸ دلار رسید. در ۲۷ اکتبر رقم ۱۸۸ دلار گزارش شد. در ۳۰ اکتبر نیز حدود ۲۰۵ دلار ثبت شد. [۱][۳][۴]

این روند از افزایش رقابت برای تأمین محموله وارداتی حکایت دارد. بااین‌حال، پریمیوم بالا به‌تنهایی اثبات‌کننده کمبود ساختاری نیست.

پریمیوم چگونه تفسیر می‌شود؟

افزایش پریمیوم می‌تواند چند منشأ داشته باشد. کاهش موجودی داخلی یکی از آن‌هاست. محدودیت عرضه وارداتی نیز مؤثر است.

هزینه حمل و شرایط تحویل نیز بر این شاخص اثر می‌گذارند. قیمت داخلی و شرایط خرید نیز باید بررسی شوند.

برای تشخیص کمبود واقعی، باید پریمیوم را کنار موجودی SHFE قرار داد. آمار واردات و مصرف نیز اهمیت دارند.

چرا پریمیوم بالا با افت قیمت بورس همراه می‌شود؟

این وضعیت در نگاه اول متناقض به نظر می‌رسد. اما دو شاخص، دو بخش متفاوت بازار را توصیف می‌کنند.

قیمت بورس از انتظارات مالی و شرایط کلان تأثیر می‌گیرد. پریمیوم فیزیکی بیشتر به دسترسی محموله مربوط است.

در نتیجه، نگرانی سرمایه‌گذاران می‌تواند قیمت مرجع را پایین بیاورد. هم‌زمان، محدودیت تحویل در چین پریمیوم را بالا نگه دارد.

این واگرایی برای بازرگانان اهمیت دارد. قیمت بورس به‌تنهایی هزینه واقعی تأمین را مشخص نمی‌کند.

Backwardation و ارزش دسترسی فوری

ساختار زمانی قیمت LME، اطلاعات مهمی درباره بازار ارائه می‌دهد. فاصله قرارداد نقدی و سه‌ماهه یکی از شاخص‌های اصلی است.

Backwardation چه پیامی دارد؟

در ساختار Backwardation، قیمت نقدی بالاتر از قیمت سه‌ماهه است. این وضعیت می‌تواند ارزش تحویل فوری را افزایش دهد.

در ۲۷ اکتبر، قرارداد نقدی LME حدود ۱۹۹.۵۰ دلار بالاتر از قرارداد سه‌ماهه معامله شد. فاصله لحظه‌ای حتی به ۲۰۶ دلار رسید. [۳]

این اختلاف، نشانه فشار در بازار نزدیک‌مدت بود. خریداران برای دسترسی سریع‌تر به فلز، هزینه بیشتری می‌پرداختند.

تفاوت کمبود فوری و کمبود ساختاری

Backwardation الزاماً به معنای کمبود بلندمدت نیست. این ساختار می‌تواند از محدودیت موقت تحویل ناشی شود.

برای تشخیص نوع کمبود، باید چند دوره زمانی بررسی شوند. تداوم Backwardation اهمیت دارد. تغییر موجودی و جریان حواله‌ها نیز مهم هستند.

اگر فشار نقدی ادامه یابد، احتمال محدودیت فیزیکی بیشتر می‌شود. اما یک مشاهده روزانه برای نتیجه‌گیری کافی نیست.

ارتباط ساختار زمانی با پریمیوم منطقه‌ای

Backwardation و پریمیوم واردات دو شاخص مکمل هستند. اولی ارزش تحویل فوری در بورس را نشان می‌دهد. دومی هزینه دسترسی به فلز وارداتی را منعکس می‌کند.

افزایش هم‌زمان این دو شاخص، سیگنال مهم‌تری ایجاد می‌کند. چنین وضعیتی می‌تواند از فشار گسترده‌تر بازار فیزیکی حکایت کند.

آربیتراژ COMEX و تغییر مسیر تجارت

اختلاف قیمت میان COMEX و LME می‌تواند جریان تجارت را تغییر دهد. معامله‌گران این اختلاف را با هزینه انتقال مقایسه می‌کنند.

منطق انتقال فلز به آمریکا

اگر قیمت مؤثر آمریکا بالاتر باشد، انتقال محموله جذاب می‌شود. این جذابیت به هزینه حمل و شرایط قرارداد وابسته است.

انتظارات تعرفه‌ای نیز در این تصمیم نقش داشتند. احتمال تغییر مقررات، انگیزه نگهداری فلز در آمریکا را افزایش داد.

در نتیجه، جریان تجارت به سمت آمریکا تغییر کرد. این انتقال، موجودی منطقه را افزایش داد. عرضه قابل دسترس در سایر مناطق نیز محدودتر شد.

آربیتراژ همیشه به معنای سود قطعی نیست

اختلاف قیمت ظاهری، سود نهایی معامله را مشخص نمی‌کند. هزینه حمل و بیمه باید از آن کسر شوند.

هزینه تأمین مالی نیز اهمیت دارد. زمان ترخیص و تحویل می‌تواند نتیجه معامله را تغییر دهد.

ریسک تعرفه و تغییر قیمت نیز باید محاسبه شوند. معامله‌گر باید سود خالص را مبنای تصمیم قرار دهد.

ریسک برگشت جریان محموله‌ها

تغییر سیاست آمریکا می‌تواند مزیت انتقال فلز را کاهش دهد. در چنین شرایطی، مسیر آربیتراژ ممکن است معکوس شود.

اما بازگشت فوری موجودی به آسیا قطعی نیست. قراردادهای حمل و زمان‌بندی تحویل محدودیت دارند.

همچنین، مقصد نهایی هر محموله به شرایط تجاری وابسته است. بنابراین، تغییر سیاست الزاماً به آزادسازی سریع موجودی منجر نمی‌شود.

بازار کنسانتره مس و اقتصاد منفی TC/RC

در کنار جابه‌جایی کاتد مس، بازار کنسانتره مس نیز تحت فشار قرار دارد. این بخش، یکی از نقاط حساس زنجیره مس است.

هزینه‌های TC/RC رابطه اقتصادی معدن و واحد ذوب را نشان می‌دهند. کاهش این هزینه‌ها معمولاً از رقابت برای خرید خوراک حکایت دارد.

منفی‌شدن هزینه فرآوری چه معنایی دارد؟

در شرایط معمول، واحد ذوب برای فرآوری کنسانتره هزینه دریافت می‌کند. اما کمبود خوراک می‌تواند این رابطه را تغییر دهد.

در ۱۶ اکتبر، ارزیابی Platts برای TC کنسانتره پاک چین به منفی ۲۴۰ دلار در هر تن رسید. [۵]

این رقم نشان‌دهنده رقابت شدید برای تأمین کنسانتره است. واحدهای ذوب برای دسترسی به خوراک، امتیاز بیشتری می‌پردازند.

البته TC منفی به معنای زیان قطعی همه واحدهای ذوب نیست. درآمد جانبی و ترکیب خوراک نیز اهمیت دارند.

افت تولید کنسانتره در مناطق کلیدی

طبق داده‌های ICSG، تولید جهانی کنسانتره در هفت ماه نخست ۲۰۲۶ بیش از دو درصد کاهش یافت. افت تولید در چند کشور مهم بود. [۵]

  • شیلی: کاهش حدود ۷ درصد
  • جمهوری دموکراتیک کنگو: کاهش حدود ۳۰ درصد
  • اندونزی: کاهش حدود ۲۹ درصد

این کاهش‌ها فشار بیشتری بر بازار خوراک وارد کردند. هم‌زمان، ظرفیت ذوب جدید نیز افزایش یافته بود.

افزایش ظرفیت فرآوری بدون رشد متناسب خوراک، رقابت را تشدید می‌کند. این عدم توازن می‌تواند TC/RC را تحت فشار نگه دارد.

اسید سولفوریک و حاشیه سود واحدهای ذوب

اقتصاد واحد ذوب فقط به TC/RC وابسته نیست. درآمد حاصل از محصولات جانبی نیز اهمیت دارد.

اسید سولفوریک یکی از این محصولات است. افت قیمت آن می‌تواند درآمد جانبی واحد ذوب را کاهش دهد.

گزارش S&P Global از افت قیمت صادراتی اسید سولفوریک ژاپن و کره جنوبی خبر داد. قیمت در ۷ اکتبر به ۲۸۰ دلار در هر تن رسید. این سطح حدود ۲۵ درصد پایین‌تر از اوج اول ژوئیه بود. [۶]

بنابراین، تحلیل سودآوری ذوب باید چند متغیر را پوشش دهد. TC/RC، قیمت اسید، انرژی و کیفیت خوراک همگی مؤثر هستند.

مازاد بازار جهانی مس در برابر کسری منطقه‌ای

یکی از مهم‌ترین نکات بازار ۲۰۲۶، تفاوت تراز جهانی و منطقه‌ای است. این دو مفهوم نباید یکسان در نظر گرفته شوند.

ICSG در اکتبر، مازاد مس پالایش‌شده را برای ۲۰۲۶ حدود ۱۰۴ هزار تن برآورد کرد. برآورد سال ۲۰۲۷ نیز ۳۶۸ هزار تن بود. [۷]

این ارقام به تراز جهانی مس پالایش‌شده مربوط هستند. آن‌ها محل نگهداری فلز را مشخص نمی‌کنند.

چرا مازاد جهانی می‌تواند با محدودیت منطقه‌ای همراه شود؟

مازاد جهانی، اختلاف تولید و مصرف در مقیاس کل جهان است. اما خریدار به فلز موجود در بازار خود نیاز دارد.

اگر فلز در منطقه دیگری متمرکز شود، انتقال آن هزینه دارد. محدودیت حمل نیز می‌تواند دسترسی را به تأخیر بیندازد.

بنابراین، مازاد جهانی الزاماً پریمیوم منطقه‌ای را کاهش نمی‌دهد. این موضوع در بازار اکتبر به‌وضوح دیده شد.

سه سطح برای تحلیل دقیق بازار

سطح اول؛ تراز جهانی: تولید و مصرف مس پالایش‌شده در این سطح بررسی می‌شوند.

سطح دوم؛ تراز منطقه‌ای: واردات، صادرات و موجودی هر منطقه در این سطح اهمیت دارند.

سطح سوم؛ دسترسی فیزیکی: قیمت تحویل، پریمیوم و زمان دسترسی در این سطح بررسی می‌شوند.

تحلیل حرفه‌ای باید هر سه سطح را پوشش دهد. حذف هرکدام می‌تواند برداشت نادرستی ایجاد کند.

ساختار قیمت‌گذاری واقعی مس

قیمت بورس، مبنای مهم معاملات مس است. اما قیمت قابل خرید برای مصرف‌کننده صنعتی، اجزای بیشتری دارد.

ساختار قیمت یک محموله می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • قیمت مرجع LME یا بورس مرتبط
  • پریمیوم منطقه‌ای و تجاری
  • هزینه حمل و بیمه
  • هزینه تأمین مالی
  • هزینه گمرک و مالیات
  • هزینه تبدیل و فرآوری محصول
  • هزینه بسته‌بندی و تحویل

قیمت کاتد مس با قیمت محصول نهایی یکسان نیست

قیمت کاتد مس تنها یکی از اجزای هزینه تولید است. محصولات پایین‌دستی ساختار هزینه متفاوتی دارند.

در لوله مسی، ابعاد و ضخامت اهمیت دارند. تلرانس و کیفیت سطح نیز بر قیمت اثر می‌گذارند.

در کویل مسی، وزن و مشخصات فنی اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند. نوع بسته‌بندی و شرایط تحویل نیز باید بررسی شوند.

بنابراین، استفاده مستقیم از قیمت کاتد برای مقایسه محصولات مختلف دقیق نیست. هزینه تبدیل باید جداگانه محاسبه شود.

مبنای مقایسه پیشنهادهای فروش

مقایسه قیمت دو تأمین‌کننده فقط با شرایط یکسان معتبر است. نوع محصول و مشخصات فنی باید تطابق داشته باشند.

تاریخ مبنای قیمت‌گذاری نیز باید مشخص باشد. شرایط پرداخت و زمان تحویل هم اهمیت دارند.

در غیر این صورت، قیمت پایین‌تر ممکن است گمراه‌کننده باشد. هزینه‌های پنهان می‌توانند نتیجه خرید را تغییر دهند.

پیامدها برای خریداران صنعتی لوله مسی

شکاف منطقه‌ای بازار، تصمیم خرید را پیچیده‌تر می‌کند. خریدار باید فراتر از قیمت روز بورس را بررسی کند.

کنترل مبنای قیمت

در سفارش صنعتی، شاخص مرجع باید دقیقاً مشخص شود. قیمت نقدی با قرارداد سه‌ماهه تفاوت دارد.

پریمیوم نیز باید جداگانه تعریف شود. تاریخ تثبیت قیمت و زمان تحویل باید در توافق ثبت شوند.

ارزیابی موجودی انبارهای مس

موجودی اعلامی تأمین‌کننده باید قابل بررسی باشد. محل نگهداری و زمان آماده‌سازی اهمیت دارند.

کالای موجود در انبار با کالای آماده ارسال یکسان نیست. خریدار باید این تفاوت را در برنامه خرید لحاظ کند.

مدیریت ریسک سفارش

در بازار نوسانی، زمان خرید اهمیت زیادی دارد. اما پیش‌بینی قیمت نباید تنها معیار تصمیم باشد.

برنامه مصرف و موجودی موردنیاز باید بررسی شوند. توان مالی و هزینه نگهداری نیز اهمیت دارند.

خرید مرحله‌ای در برخی شرایط مفید است. اما برای همه سفارش‌ها بهترین راهکار نیست.

در نهایت، کیفیت تأمین‌کننده نیز اهمیت دارد. مغایرت فنی یا تأخیر می‌تواند هزینه بیشتری ایجاد کند.

سناریوهای پیش‌روی بازار

مسیر بازار در ماه‌های آینده به چند متغیر وابسته است. هرکدام می‌توانند توازن منطقه‌ای را تغییر دهند.

سناریوی اول؛ تداوم تمرکز موجودی در آمریکا

اگر عدم قطعیت تعرفه‌ای ادامه یابد، موجودی آمریکا ممکن است بالا بماند. در این حالت، دسترسی خارج از آمریکا می‌تواند محدودتر باشد.

پریمیوم منطقه‌ای و ساختار نقدی LME نیز اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند. این وضعیت می‌تواند شکاف قیمت مناطق را حفظ کند.

سناریوی دوم؛ تغییر سیاست تعرفه‌ای

تغییر سیاست آمریکا می‌تواند انگیزه انتقال فلز را کاهش دهد. اما بازگشت موجودی به بازارهای دیگر زمان می‌برد.

در این سناریو، مسیر حمل و قراردادهای موجود تعیین‌کننده هستند. سرعت تعدیل موجودی نیز اهمیت دارد.

سناریوی سوم؛ تداوم فشار کنسانتره

اگر عرضه کنسانتره محدود بماند، فشار بر واحدهای ذوب ادامه می‌یابد. این وضعیت می‌تواند تولید کاتد را تحت تأثیر قرار دهد.

البته افزایش قراضه و خوراک ثانویه می‌تواند بخشی از فشار را جبران کند. میزان این جبران به کیفیت و دسترسی مواد بستگی دارد.

شاخص‌های ضروری برای رصد بازار

  • موجودی COMEX، LME و SHFE
  • پریمیوم واردات چین و یانگشان
  • فاصله قیمت نقدی و سه‌ماهه LME
  • هزینه‌های TC/RC کنسانتره
  • آمار واردات کاتد و کنسانتره چین
  • تصمیم‌های تجاری و تعرفه‌ای آمریکا
  • برآوردهای دوره‌ای ICSG

ترکیب این شاخص‌ها، تصویر دقیق‌تری از بازار می‌سازد. هیچ شاخصی به‌تنهایی برای پیش‌بینی قیمت کافی نیست.

جمع‌بندی

بازار مس در نوامبر ۲۰۲۶ با واگرایی منطقه‌ای روبه‌روست. موجودی جهانی بالا، دسترسی فیزیکی را در همه مناطق تضمین نمی‌کند.

تمرکز موجودی آمریکا، پریمیوم بالای چین و Backwardation از نشانه‌های این وضعیت هستند. فشار کنسانتره نیز پیچیدگی بیشتری ایجاد کرده است.

پیش‌بینی مازاد ICSG با محدودیت منطقه‌ای تناقض ندارد. این دو شاخص، دو سطح متفاوت از بازار را توصیف می‌کنند.

برای خریداران صنعتی، قیمت بورس تنها نقطه شروع است. پریمیوم، زمان تحویل و هزینه نهایی نیز باید بررسی شوند.

در چنین بازاری، تحلیل دقیق جریان تجارت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. تصمیم خرید باید بر پایه داده‌های چندگانه باشد.

پیرادُر در زمینه تأمین محصولات مسی و ملزومات برودتی فعالیت می‌کند. برای استعلام موجودی و دریافت اطلاعات محصولات، با واحد فروش تماس بگیرید.

☎ ۰۹۳۶۳۰۶۸۲۴۸